وقتی بچه بودم موندم پیش مامانبزرگم یکم گذشت که مامانب
وقتی بچه بودم ؛ موندم پیش مامانبزرگم ؛ یکم گذشت که مامانبزرگم از تجربه هاش گفت... ؛ یکی از تجربه هاش خیلی باحال بود و خوشم اومد...که میگفت...{سعی کن هیچ وقت جلوی گریه ای که بخاطر ناراحتی یا وقتی که یچیزی کم داری یا از دلتنگی میباره رو نگیری》چون اون گریه ای که بخاطر این سه چیز میریزی دوای دردته که باعث میشه خالی بشی و یکم اروم بشی و با اون درد کنار بیای...}...ولی اون موقع حرفشو درک نمیکردم اما الان...اما الان کامل حرفشو درک میکنم و میفهمم که اون موقع چی میگفت...))...جلوی گریتو نگیر......:)🖤
- ۶.۰k
- ۲۵ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط