{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حفره ایی بود پر از خون وسط سینه من

حفره ایی بود پر از خون وسط سینه من
عشقت افتاد به قلبم ضربان شکل گرفت

تاکه سلمان وسط ظهر پس از نام نبی
اشهدأن علی گفت اذان شکل گرفت
دیدگاه ها (۱)

:)

#❤

پارت۴۰ :پشت بانداژ هر چی بیشتر از لحظه تحویل سال می‌گذشت جمع...

حب علی عباده

خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آوردکه اوصاف علی طبع مرا ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط