{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📚

📚
#تکه_کتاب

«کسی که کنارش خودِ خودم باشم»

دلم اونی‌رو می‌خواد که وقتی می‌گم می‌خوام جیغ بزنم، نگه هیس زشته؛ بگه یک، دو، سه...!

اونی که وقتی باهاش می‌رم دریا، نشینیم یه گوشه و فقط حرف بزنیم و دریا رو نگاه کنیم؛ آب بپاشیم تو صورت هم... نترسیم از حرف مردم! زندگی خودمه، دلم می‌خواد دیوونه باشم...

کسی که وقتی بارون می‌زنه، باهاش بدون چتر زیر بارون قدم بزنم، وقتی بارون شدید شد بگه وای چه بارونی. بعد هم کاپشنشو بگیره بالای سرمون و بدوویم و بگه یکی از یکی دیوونه‌تر، بعدش بزنیم زیر خنده و منم عشق کنم از خندیدنش...

کسی که وقتی می‌ریم مهمونی حواسش بهم باشه، وقتی مجبورم یه جمع کسل‌کننده و حرفای خاله‌زنکی‌شون‌رو تحمل کنم، بهم اس ام اس بده «قیافشوووو، داره زجر می‌کشه‌ها! دیوونه‌تر کردن این دیوونه‌رو؛ پاشو بریم خونه عزیزم!» خندم بگیره نگاش کنم، چشمک بزنه، بعد هم با هزار بهونه از اون مهمونی خلاص شیم و وقتی اومدیم بیرون، با هم بزنیم زیر خنده و نصفه‌های شب با هم خیابونارو دور بزنیم و به چیزای الکی بخندیم...

کسی که بی‌مقدمه ببوستم،
کسی که بی‌دلیل بپرم بغلش،
کسی که کنارش خودِ خودم باشم...

📚 از کتاب «زندگی کن!»
دیدگاه ها (۱)

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.42(از زبون جونگ...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.40(از زبون جونگ...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.22(از زبون جونگ‌کوک)این روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط