{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهایش را بست

چشمهایَش را بَست...!؟
بی انکه بخوابد
اولین باری بود که گریه میکرد..!
انگار یاد کسی اُفتاده بود
که در شعرهایش
برایش خُودکُشی میکَرد....
دیدگاه ها (۶)

روزی فـــکند یار نگاهی به ســــوی غیرباز است چشمِ حسرتِ من س...

خورشید دویده پشت کوهستانمپیدا شده نور رفته ی چشمانمهرنیمه ی...

باور کنید اگر چشم‌هایش را می‌دیدیدتا آخر عمر برای تمام شعرها...

چشمهایش..!!! ☜شروع واقعه بود...

« + اولین باری که لبامو بوسیدی رو یادته ؟ ..انگار ۲۰ سال گذش...

«+ مثلاً مثل اولین باری که دیدمت ! مثل اولین باری که چشماتو ...

همه دوستان میگن که اولین باری که دیدمت انگار خیلی خودتو میگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط