{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رو به من، روزنه‌ای بسته شد از لب‌هایت 

رو به من، روزنه‌ای بسته شد از لب‌هایت 
رو به تـو، پنـجره‌ای باز شد از دیـوارم
سهم تو جوهر پـس داده‌ی خودکارت بود
نـنوشتی که بدانم که "به‌ یادم هستی..."
سرفه کردم، که بفهمی که "تو را کم دارم"
این همان حال خرابی‌ست که هر شب دارم
دارم از "هرچه" به یاد "همه چی" می‌افتم
نگرانـم نشو! حسی است که اغلب دارم
می‌نویسم که حواسم به خودم پرت شود
اسم تو! اسم تو! وردی‌ست که بر لب دارم
بـه هـدر رفتـگی‌ام، از همه‌ی ثانیه‌ها
از همین خاطره‌هایی که خودت ساختی
دیدگاه ها (۱۳)

در وجودم ڪسی هست...به وسعت "تـــو"ڪه هر شب به تنهایی ام سر م...

شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه ام دیوانه ی خ...

چشم از تمام کوچه و بازار بسته بوددر آرزوی بوسه ی باران نشسته...

شب ها گوشه ای از یادت را مرور می ڪُنم شب بخیرهایی را به ستار...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p8تهیونگ نگاهش رو از جونگک...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۳۶: بازجویی خانوادگیچند دقیقه بعد از دعوا،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط