{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم:مرسی

گفتم:مرسی
گفت:خواهش ،فقط بعد باهات کار دارم
منم گفتم اکی ولی گفت:بعد میبینی
خلاصه رفتم توی دستشویی تا مسواک بزنم وقتی تمام شد جی کی اومد داخل من رفتم تا آمده ی خواب بشم . رفتم توی تخت خواب ،،دیدم که جونگکوک هم دنبالم اومد توی تخت خواب چون که اون همیشه میرفت خونه ی خودشون و بعد
می‌خوابید . گفتم شاید خیلی خسته است نمیتونه این همه راه رو تا خونه بره تا اومدم ازش بپرسم رفت وایساد جلوی کمد لباس.

پارت ۲
دیدگاه ها (۰)

بچه ها بقیه فعالیت برای فردا یا پس فردا اگر پارت بعدی می‌خوا...

🛍

چون 🔥👁داره🧊دور گردنم آب میشه.........

بچها ممنون جدیدن خیلی حمایت می‌کنید 🥰🥰🥰🥰😘😘💜💜

part::3

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: هشتممین جی: نخوام منتظر بمونم چ...

رمان پارت ۲ عشق مخفیانه جونگ کوک زدی زیر گریه که راننده شروع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط