{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"شب"آفریده شد که لبِ شعرِ کوچکم

"شب"آفریده شد که لبِ شعرِ کوچکم
با چشم‌ هایت حقِ غزل را اَدا کند...!
دیدگاه ها (۱)

در خویش می‌سازم تو را، در خویش ویران می‌کنممی‌ترسم از حرفی ک...

غم در دل تنگ من از آن است که نیستیک دوست که با او غم دل بتوا...

چکنم گر به غمت شهره نباشم در شهرعشق در دل نتوان گفت که پنهان...

شب فراق نداندکه تا سحر چند استمگر کسی کهبه زندان عشق در بند ...

پناه به صداقت چشم‌هایت ، وقتی لب‌هایت به دروغ گفتن تر می‌شد ...

چشم‌هایت مثنوی، می‌ریزد از پلکت غزل ؛ بینِ‌عاشق‌ها نگاه از ح...

عطر نارنجاز لب‌هایت آغاز شدو #صبحبا #لبخندتاز خواب خویش گریخ...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

♥️بيشتر از اين، نمی شود!خدا هم که پادرميانی کند،دست هايت را ...

آدمیزادست دیگر دوست دارد دق كندگاه گاهی گوشه ای بنشیند و هق ...

گاهی وقت ها...باید کسی را داشته باشی،که برای همه دلتنگی هایت...

عاشقانه های شبنم

به چشم هایت قسم ، ای تمام دلم ... ای که نگاهت ،هر بار ، عاشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط