Forced love
پارت ۲
راوی : ساعت ۷:۵۷ صبح ـ بیمارستان
جونگ می با روپوش سفید از راهرو عبور میکرد
پرستار: صبح بخیر دکتر جونگ می.
جونگ می: صبح بخیر.
راوی : یکی از پرستارها با عجله جلو آمد.
پرستار: دکتر، بیمار اتاق ۳۰۵ از صبح سردرد داره ... خیلی شدیده
جونگ می: پروندهش رو بیارید
چند مین بعد داخل اتاق بیمار
جونگ می: چه مشکلی داری عزیزم؟(راوی: خب پرستار گفت دیگه چرا چند بار چند بار میپرسی😑)
بیمار: دکتر... سردرد زیادی دارم
جونگ می: دقیقاً کجا؟؟؟
بیمار: شقیقه هام
جونگ می با دقت معاینهاش کرد.
جونگ می: نگران نباشید، الان آزمایشهای لازم رو مینویسم تا علتش مشخص بشه.
بیمار: ممنون دکتر.
جونگ می لبخند کوتاهی زد.
جونگ می: وظیفهمه (راوی:)
راوی: همان ساعت ـ اداره پلیس
جونگ کوک وارد ساختمان اداره پلیس شد.
چند افسر به احترامش سلام کردند.
افسر: صبح بخیر، سروان جونگ کوک.
جونگ کوک: صبح بخیر.
راوی: رئیس اداره از اتاقش بیرون آمد.
رئیس: جونگ کوک.
جونگ کوک: بله، رئیس.
رئیس: امروز یک پرونده سرقت داریم...ممکنه بررسیش کنی؟؟؟ (راوی : نه)
جونگ کوک: بله....حتما
راوی: رئیس پرونده را روی میز گذاشت.
رئیس: همه مدارک داخل پرونده هست.
راوی:جونگ کوک پرونده را برداشت.
جونگ کوک: تا عصر گزارش اولیه رو تحویل میدم.
رئیس: روی تو حساب میکنم
راوی: جونگ کوک بدون حرف اضافه به سمت اتاقش رفت، روی صندلی نشست و شروع به بررسی عکسها و مدارک پرونده کرد.
ادامه دارد...
راوی : ساعت ۷:۵۷ صبح ـ بیمارستان
جونگ می با روپوش سفید از راهرو عبور میکرد
پرستار: صبح بخیر دکتر جونگ می.
جونگ می: صبح بخیر.
راوی : یکی از پرستارها با عجله جلو آمد.
پرستار: دکتر، بیمار اتاق ۳۰۵ از صبح سردرد داره ... خیلی شدیده
جونگ می: پروندهش رو بیارید
چند مین بعد داخل اتاق بیمار
جونگ می: چه مشکلی داری عزیزم؟(راوی: خب پرستار گفت دیگه چرا چند بار چند بار میپرسی😑)
بیمار: دکتر... سردرد زیادی دارم
جونگ می: دقیقاً کجا؟؟؟
بیمار: شقیقه هام
جونگ می با دقت معاینهاش کرد.
جونگ می: نگران نباشید، الان آزمایشهای لازم رو مینویسم تا علتش مشخص بشه.
بیمار: ممنون دکتر.
جونگ می لبخند کوتاهی زد.
جونگ می: وظیفهمه (راوی:)
راوی: همان ساعت ـ اداره پلیس
جونگ کوک وارد ساختمان اداره پلیس شد.
چند افسر به احترامش سلام کردند.
افسر: صبح بخیر، سروان جونگ کوک.
جونگ کوک: صبح بخیر.
راوی: رئیس اداره از اتاقش بیرون آمد.
رئیس: جونگ کوک.
جونگ کوک: بله، رئیس.
رئیس: امروز یک پرونده سرقت داریم...ممکنه بررسیش کنی؟؟؟ (راوی : نه)
جونگ کوک: بله....حتما
راوی: رئیس پرونده را روی میز گذاشت.
رئیس: همه مدارک داخل پرونده هست.
راوی:جونگ کوک پرونده را برداشت.
جونگ کوک: تا عصر گزارش اولیه رو تحویل میدم.
رئیس: روی تو حساب میکنم
راوی: جونگ کوک بدون حرف اضافه به سمت اتاقش رفت، روی صندلی نشست و شروع به بررسی عکسها و مدارک پرونده کرد.
ادامه دارد...
- ۱۵۹
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط