اولین عشق زندگیم
اولین عشق زندگیم
P27
به خاطر همینه که عاشقشم لونا هم دقیقا همینطوری بود
(ویو کوک)
دیشب نتونستم بخوابم چون داشتم کل شب رو دلش رو براش ماساژ میدادم که اذیت نشه
خیلی خوابم میومد ولی باید بلند میشدم
از روی تخت بلند شدم و به سمت دستشویی رفتم صورتم رو چند بار آب زدم تا خواب از سرم بپره
داشتم صورتم رو خشک میکردم که صدای بلندی از توی اتاق اومد
سریع از دستشویی آوردم بیرون رفتم توی اتاق ا.ت با چهره ای گریان روی زمین افتاده بود رفتم سمتش
_خوبی؟( نگران)
+ن...هق ...نه
سریع براید بغلش کردم و روی تخت گذاشتمش
سر زانوش زخم شده بود
_چیشد؟
+....
خ...خونش....خ..خونش به سرخی آلبالو بود دوست داشتم اون طعم خوشمزه اش رو دوباره بچشم
ولی ...نه
سریع دستم رو روی زخمش گذاشتم که نبینمش
بلند شدم و رفتم جعبه کمک های اولیه رو آوردم
_ بیا توش چسب زخم هست
+ م..هق.....مر..سی
امیدوارم بدونه برای چی خودم نمیزنم براش
رفتم پایین و از توی اتاق.....اتاق لونا ...چند دست لباس برداشتم
بعد از مرگش دیگه در اتاقش رو باز نکردم همه جا پراز خاک بود ...پر از خاطرات مرده....پر از غم
لباس ها رو برداشتم و بردم بالا
_ بهتری؟
+ اهوم
رفتم سمتش و دکمه های پیراهنش رو یکی یکی باز کردم
لب پایینش رو گاز گرفته بود سرخ شده بود
خجالت میکشید
دستش رو بالا آورد و میخواست جلوم رو بگیره
_من که دیدمت از چی خجالت میکشی؟
دندون هاشو بیشتر توی لبش فرو کرد
دستم رو روی لبش گذاشتم و از بین دندون هاش بیرون آوردم
_ نکن
+ چ..چی؟
_ نکن دیگه اینجوری نکن
+ چ...چشم
لبخندی زدم و دستی به روی سرش کشیدم
_ آفرین دختر خوب
سرخ شدن بیشتر گونه های رو حس میکردم
لباساش رو در آوردم و کمکش کردم تا لباس های جدید رو بپوشه
P27
به خاطر همینه که عاشقشم لونا هم دقیقا همینطوری بود
(ویو کوک)
دیشب نتونستم بخوابم چون داشتم کل شب رو دلش رو براش ماساژ میدادم که اذیت نشه
خیلی خوابم میومد ولی باید بلند میشدم
از روی تخت بلند شدم و به سمت دستشویی رفتم صورتم رو چند بار آب زدم تا خواب از سرم بپره
داشتم صورتم رو خشک میکردم که صدای بلندی از توی اتاق اومد
سریع از دستشویی آوردم بیرون رفتم توی اتاق ا.ت با چهره ای گریان روی زمین افتاده بود رفتم سمتش
_خوبی؟( نگران)
+ن...هق ...نه
سریع براید بغلش کردم و روی تخت گذاشتمش
سر زانوش زخم شده بود
_چیشد؟
+....
خ...خونش....خ..خونش به سرخی آلبالو بود دوست داشتم اون طعم خوشمزه اش رو دوباره بچشم
ولی ...نه
سریع دستم رو روی زخمش گذاشتم که نبینمش
بلند شدم و رفتم جعبه کمک های اولیه رو آوردم
_ بیا توش چسب زخم هست
+ م..هق.....مر..سی
امیدوارم بدونه برای چی خودم نمیزنم براش
رفتم پایین و از توی اتاق.....اتاق لونا ...چند دست لباس برداشتم
بعد از مرگش دیگه در اتاقش رو باز نکردم همه جا پراز خاک بود ...پر از خاطرات مرده....پر از غم
لباس ها رو برداشتم و بردم بالا
_ بهتری؟
+ اهوم
رفتم سمتش و دکمه های پیراهنش رو یکی یکی باز کردم
لب پایینش رو گاز گرفته بود سرخ شده بود
خجالت میکشید
دستش رو بالا آورد و میخواست جلوم رو بگیره
_من که دیدمت از چی خجالت میکشی؟
دندون هاشو بیشتر توی لبش فرو کرد
دستم رو روی لبش گذاشتم و از بین دندون هاش بیرون آوردم
_ نکن
+ چ..چی؟
_ نکن دیگه اینجوری نکن
+ چ...چشم
لبخندی زدم و دستی به روی سرش کشیدم
_ آفرین دختر خوب
سرخ شدن بیشتر گونه های رو حس میکردم
لباساش رو در آوردم و کمکش کردم تا لباس های جدید رو بپوشه
- ۲۸.۸k
- ۱۰ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط