در آن نفس که بمیرم

در آن نفس که بمیرم...
در آرزوی تو باشم...
بدان امید دهم جان...
که خاک کوی تو باشم...
به وقت صبح قیامت...
که سر ز خاک بر آرم...
به جستجوی تو خیزم...
به گفتگوی تو باشم...

"حضرت سعدی"
دیدگاه ها (۹)

خاتون ِ مو شرابی! هستم خمار امشب ابر ِ هزار خوشه! بر من ببا...

من حسادت می‌کنم حتا به تنها بودنت من به فردِ روبه‌رویی، لحظه...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعو...

ناز شست روزها!!!حسی غریبم داده اند ظاهری آرام و قلبی ناشکیب...

جزای آن که نگفتیم شُکرِ روز وصالشب فراق نخفتیم لاجَرَم زِ خی...

پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکستنظاره تو بر همه جان‌ها مبار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط