{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بدنی بی جان و بی رنگی که روی تخت بی حرکت و لرزان افتاده ا

بدنی بی جان و بی رنگی که روی تخت بی حرکت و لرزان افتاده است ، رگ هایی که به قدری تنگ شده است که خون بزور از بینشان میگذرد ، قلبی که بزور کار میکند و سینه ام را به نفس نفس می اندازد .....
بغضی که گلویم را خفه کرده و دستانی که خونی و کبود کنار بدن افتاده اند ....
و دردی که بدنم را در خود میپیچد و چشمانی که سیاهی میرود .....
دیدگاه ها (۰)

لذت بردی ؟ 😂

بپرسید فرزندانممم همشو جواب میدمممم

😂😂😂😂😂😂

همینقدر کیوتتتتتت

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

قلب تهیونگ مثل یک تیکه اشیاء شده بود خیلی ترسیده و با نگرانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط