تو که رفتی دلم از داغ فراق تو شکست
تو که رفتی، دلم از داغ فراق تو شکست
به تن خسته من گرد غم و غصه نشست
آ تشی در من سودا زده افروخت غمت
از همان شب که غم آ مد در شادی را بست
ّ
خواستم با تو من از عشق بگیرم خبری
غمت آ مد دل بیچاره من رفت ز دست
همه ی شعر من از هجر تو دارد اثری
کاش روزی تو بگیری خبر از شاعر مست
نقش تو حک شده بر لوح وجودم شب و روز
رگ جانم زغم و داغ تو از هم بگسست
همه ی عمر شدم چله نشین غم تو
خاطرات دل خود، شسته ام از هر چه که هست!
به تن خسته من گرد غم و غصه نشست
آ تشی در من سودا زده افروخت غمت
از همان شب که غم آ مد در شادی را بست
ّ
خواستم با تو من از عشق بگیرم خبری
غمت آ مد دل بیچاره من رفت ز دست
همه ی شعر من از هجر تو دارد اثری
کاش روزی تو بگیری خبر از شاعر مست
نقش تو حک شده بر لوح وجودم شب و روز
رگ جانم زغم و داغ تو از هم بگسست
همه ی عمر شدم چله نشین غم تو
خاطرات دل خود، شسته ام از هر چه که هست!
- ۹.۱k
- ۰۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط