تو که رفتی، دلم از داغ فراق تو شکست

تو که رفتی، دلم از داغ فراق تو شکست
به تن خسته من گرد غم و غصه نشست

آ تشی در من سودا زده افروخت غمت
از همان شب که غم آ مد در شادی را بست
ّ
خواستم با تو من از عشق بگیرم خبری
غمت آ مد دل بیچاره من رفت ز دست

همه ی شعر من از هجر تو دارد اثری
کاش روزی تو بگیری خبر از شاعر مست

نقش تو حک شده بر لوح وجودم شب و روز
رگ جانم زغم و داغ تو از هم بگسست

همه ی عمر شدم چله نشین غم تو
خاطرات دل خود، شسته ام از هر چه که هست!
دیدگاه ها (۶۲)

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

تو که رفتی، دلم از داغ فراق تو شکستبه تن خسته من گرد غم و غص...

🌹کی بدمد دولت یار، از شب یلدای ماکی بشود رخ به عیان،چهره ی م...

🌹کی بدمد دولت یار، از شب یلدای ماکی بشود رخ به عیان،چهره ی م...

یلدا برای من بی معناستوقتی شب و روزم بی تویلدایی بی پایان اس...

اي غمت معجزه گر اي حرمت معجزه گاهشب مصيبت زده ي توست که پوشي...

ای غمت معجزه‌گر! ای حرمت معجزه‌گاه!شب مصیبت‌زده‌ی توست که پو...

هرگز مرا به چاره‌ی دل دسترس نبودبیچاره‌تر ز من به جهان هیچکس...

‍ من چه کردم که به هجر تو سزاوار شدمبه غم و درد و عذاب تو گر...

شـب تاریک  مـرا  شـوق سحـر داشــته باشیکشب از لطف براین کوچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط