چای می نوشیدم ... یِکباره دِلتنگت شدم ...

چای می نوشیدم ... یِکباره دِلتنگت شدم ...
بُغض کردم و اَشکــ در چشمانم حلقه زد ...
همه با تَعَجب نگاهم کردند !
لَبخندِ تَلخی زدم و گُفتم :
چقدر داغ بـــود ...


#Mohammad_Amin
دیدگاه ها (۱)

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۶۸گفت: نادیا نفهمه.. باشه باش...

و ته...هنوز نگاهم می‌کرد.من لبخند زدم.یه لبخند پر از اشک.بعد...

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

عاشقانه

⚡️روایت مقاومت تا پای جان؛ از حماسه هم‌رزم شهید تا اسارت با ...

I'm not jealous part 64یهو نفس کم آوردم و ازش جدا شدم در حال...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.35(روایت از زبان جونگ ک...

پارت ۱۷از آن روز، آموزش دیدن شروع کردم.جونگکوک به من یاد داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط