{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای می نوشیدم یکباره دلتنگت شدم

چای می نوشیدم ... یِکباره دِلتنگت شدم ...
بُغض کردم و اَشکــ در چشمانم حلقه زد ...
همه با تَعَجب نگاهم کردند !
لَبخندِ تَلخی زدم و گُفتم :
چقدر داغ بـــود ...


#Mohammad_Amin
دیدگاه ها (۱)

والا خخ:) #Mohammad_Amin

..:) #Mohammad_Amin

خـــــــــــــاطراتگاهی وسط یکــ فکـــــــــــــر...گاهی وسط...

گفتم:عاشق نیستم..!مادرم خندید..گفت:لابد گلهای بالش را من آب ...

- چای می‌نوشیدم به یکباره دلتنگش شدم ،و اشک در چشمانم حلقه ز...

مهرو

پارت۶~Goddess ~رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط