{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ابوالحسن_ورزی

#ابوالحسن_ورزی
🌾 بر لب لرزان من فریاد دل خاموش بود
آخر آن تنها امید جان من تنها نبود

جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ
آگه از درد دلم زان عشق جانفرسا نبود #سروده_های_عاشقانه
🆔 @RomanticPoem
🍂
🍁 🍂 ‌
دیدگاه ها (۱)

#ابوالحسن_ورزی🌾 آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبودچشم خواب آلو...

🌾 ‌ ‌عشق تو «مرا آدم بدی کرده است»حسود..حساس..زودرنج ..«مرا ...

🌾 گاهی هم باید ماندتا شیرین شدن زندگی دو نفره رایکبار دیگر ت...

🌾 نه طبقِ مُد دوستت دارمنه به حکم سنت !همه چیز بنا بر فطرت ا...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

از دلی که دیگر مال من نیست چند روز پیش،بعد از آن‌که بغضِ نوش...

گاهی هر چقدر چشم می‌اندازی، هیچ راهی برای رسیدن به عشق نمی‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط