{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزن دنیای وارونه که میرقصم برای تو

بزن دنیای وارونه که میرقصم برای تو

مگو دیوانه ام دیگر، شدم من هم تراز تو

بزن دنیا برقصم چونکه رقصاندی همه عمرم

دگر عادت شده کارم نشستن پای جازتو

فراری شد زتن روحم ، ندارد مامنی دیگر

به جزتندیس مغمومم که آنهم شد جهازتو

بزن دنیا بزن سازت چرا با من نمی سازی

شعورم ریشه خشکانده کنم تفسیر راز تو
دیدگاه ها (۳)

‌ قلم عاشق شد و دل را به دلت تار نوشتنت به نت شعر و غزل بروی...

مڹ بادیه نشیندر آرزوے "گرفتڹ" دست هایتو توتا جایے ڪہ توان دا...

من قصہ ے تو را اینگونہ آغاز مےڪنم یڪی بود ولی انگار نبــــود

"ما ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣـــــــﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ مهربانی ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ. "ﻋﮑﺲ ﭘﺮ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط