وامق و عذراوامق و عذرا، عذرا دختر پادشاه جزیرهای به شامس
وامق و عذراوامق و عذرا، عذرا دختر پادشاه جزیرهای به شامس، در معبد شهر، به جوان زیبارویی به نام وامق بر میخورد که از ترس نامادری خود به شامس گریخته است. به وساطت عذرا، وامق میهمان دربار ملک میشود. از او در بزمی پرسشها میشود و تواناییهای او را میسنجند. این دو دلباختهٔ هم می شوند. شبی از شدت عشق، وامق به نزدیکی سرای عذرا میرود، اما تنها آستان در را میبوسد و بر میگردد. آموزگار عذرا این خبر را به پادشاه میدهد و او بر میآشوبد میان این دو فراق میافتد. دشمنان به تاخت و تاز به شهر میپردازند، پادشاه کشته میشود و عذرا اسیر. عاقبت بازرگانی که حال عذرا را در مییابد، به او قول میدهد که را به وصال وامق برساند. تمام اعلام، نامهای افراد و اماکن، بجز دو فرد اصلی داستان، پارسی شدهٔ اسامی یونانی هستند. با بررسی پاپیروسها و کتیبههای یونان باستان، پژوهشگران از جمله بواوتاس وامق و عذرا را با متیوخوس و پارتنوپ تطبیق دادهاند
- ۱.۵k
- ۱۷ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط