نبودنت درد دارد ..
نبودنت درد دارد ..
میدانی آقا جان؟
وقتی دلم میگیرد و فکر میکنم که یک روز کنارم نباشی تا با صدایت آرامم کنی ..
نباشی که بگویی خانوم جان من اینجایَم غصه ی چی را میخوری ؟ دلم میخواهد همان لحظه نفسم قطع شود و من برای همیشه بمیرم ...
چشمانم حسرت میبارد وقتی ترس از دست دادنت در جانم رخنه میکند ..
من بی دفاع ترین دختر هستم وقتی مقابل ارتش چشمان تو قرار میگیرم ...
روزهایم بهم ریخته مثل یک پازلی که هیچکس حوصله چیدنش را ندارد!
اما عزیزجانم!
تو نگذر از چیدن روزهایمان کنار هم
بیا در گوشم نجوا کن که هستی ، که مرا تنها نمیگذاری ..
آنقدر به تو معتاد شده ام که هیچ دارویی نمیتواند دوست داشتنت را از جانم ترک دهد ...
مردِ نوشته هایم !
من مُلتمِسانه مینویسم نرو ..تو مهربانانه بخوان که میمانی..
میدانی آقا جان؟
وقتی دلم میگیرد و فکر میکنم که یک روز کنارم نباشی تا با صدایت آرامم کنی ..
نباشی که بگویی خانوم جان من اینجایَم غصه ی چی را میخوری ؟ دلم میخواهد همان لحظه نفسم قطع شود و من برای همیشه بمیرم ...
چشمانم حسرت میبارد وقتی ترس از دست دادنت در جانم رخنه میکند ..
من بی دفاع ترین دختر هستم وقتی مقابل ارتش چشمان تو قرار میگیرم ...
روزهایم بهم ریخته مثل یک پازلی که هیچکس حوصله چیدنش را ندارد!
اما عزیزجانم!
تو نگذر از چیدن روزهایمان کنار هم
بیا در گوشم نجوا کن که هستی ، که مرا تنها نمیگذاری ..
آنقدر به تو معتاد شده ام که هیچ دارویی نمیتواند دوست داشتنت را از جانم ترک دهد ...
مردِ نوشته هایم !
من مُلتمِسانه مینویسم نرو ..تو مهربانانه بخوان که میمانی..
- ۳.۰k
- ۱۷ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط