خببب بریم اولین پارت رمانمو داشته باشیم
خببب بریم اولین پارت رمانمو داشته باشیم!
اولین باره مینویسم پس به قلمم توجه نکنید!
احساس زیادی شخمی بودن ازش میگیرم!
محض اطلاع قراره بی ال باشه؟با چاشنی جی ال؟همراه یکمی امگاورس به همراه چندتا کاپل استریت اکور پکور🎀
سرتون درد نیارم بریم شروع کنیم!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خب!
من نمیخوام بگم وای!!!من چقدر زندگیم عالیههه هفتا شوهر دارم که کاملا بعشون اعطماد دارم زندیگ بی نقصه شوهرام هیچی رو ازم مخفی نمیکنن اونا داخل یه سازمانن خیرن و زندگی سالمی داریم!!
طبیعتا باید همینو بگم؟خب،منم قبلا همین رو میگفتم،اما چند ماه قبل بخاطر یه تقه در کل زندگیم تقیر کرد!
زندانی شدم شکنجه شدم فرار کردم گرفته شدم و دوباره شکنجه شدم و همین روند ادامه پیدا کرد تاااااا الان.
مشخصه که من هفتا شوهر دارم درسته؟و باید بگم به همشونم اعتماد دارم؛حد اعقال«داشتم»قبلا فقط ارزوم بچه دار شدن بود و الان چی؟من الان ارزوم فقط ازادیه!
از دست کی؟از دست مورد اعتماد ترین افراد زندگیم!همسرام!اره عجیبه ولی همون همسرایی که کاملا بهشون اعتماد داشتم،اونایی که تو سازمان خیریه بودن،اونایی که هیچی رو ازم مخفی نمیکردن،همونا شدن کابوس زندگیم.
بنظرتون فقط بخاطر اینکه یه شب همسرات دیر بیان و تو صدای در بشنی باز کنی و ببینی شوهرات اوتایی نیست که بهت نشون دادن و همون موقع پیداشون بشه!
عجبیب ترین بخش زندگیم اونجایی بود که فهمیدم همسرام کسایین که کلی ادم کشتن،همونایی که هر زمان اخبار دربارشون میگفت از ترس لکنت میگرفتم و بدن میلرزید.
اونا رئیسان بانتن بودن!کابوسام،کسایی که فکر کردن بهشونم باعث میشد حالم بد شه!یه عمر باهاشون زندگی کردم و عاشقشون بودم.
فک کن مسخره نیست؟
----------------------------------------------------------------
نظرت؟
چطور شد؟
قلمم چطوره؟
شینن زنده شو!
حاجی واقعا کامنت ندی نمیفهمم بدم ندم یه نظری بده جون من🎀🎀🎀
اولین باره مینویسم پس به قلمم توجه نکنید!
احساس زیادی شخمی بودن ازش میگیرم!
محض اطلاع قراره بی ال باشه؟با چاشنی جی ال؟همراه یکمی امگاورس به همراه چندتا کاپل استریت اکور پکور🎀
سرتون درد نیارم بریم شروع کنیم!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خب!
من نمیخوام بگم وای!!!من چقدر زندگیم عالیههه هفتا شوهر دارم که کاملا بعشون اعطماد دارم زندیگ بی نقصه شوهرام هیچی رو ازم مخفی نمیکنن اونا داخل یه سازمانن خیرن و زندگی سالمی داریم!!
طبیعتا باید همینو بگم؟خب،منم قبلا همین رو میگفتم،اما چند ماه قبل بخاطر یه تقه در کل زندگیم تقیر کرد!
زندانی شدم شکنجه شدم فرار کردم گرفته شدم و دوباره شکنجه شدم و همین روند ادامه پیدا کرد تاااااا الان.
مشخصه که من هفتا شوهر دارم درسته؟و باید بگم به همشونم اعتماد دارم؛حد اعقال«داشتم»قبلا فقط ارزوم بچه دار شدن بود و الان چی؟من الان ارزوم فقط ازادیه!
از دست کی؟از دست مورد اعتماد ترین افراد زندگیم!همسرام!اره عجیبه ولی همون همسرایی که کاملا بهشون اعتماد داشتم،اونایی که تو سازمان خیریه بودن،اونایی که هیچی رو ازم مخفی نمیکردن،همونا شدن کابوس زندگیم.
بنظرتون فقط بخاطر اینکه یه شب همسرات دیر بیان و تو صدای در بشنی باز کنی و ببینی شوهرات اوتایی نیست که بهت نشون دادن و همون موقع پیداشون بشه!
عجبیب ترین بخش زندگیم اونجایی بود که فهمیدم همسرام کسایین که کلی ادم کشتن،همونایی که هر زمان اخبار دربارشون میگفت از ترس لکنت میگرفتم و بدن میلرزید.
اونا رئیسان بانتن بودن!کابوسام،کسایی که فکر کردن بهشونم باعث میشد حالم بد شه!یه عمر باهاشون زندگی کردم و عاشقشون بودم.
فک کن مسخره نیست؟
----------------------------------------------------------------
نظرت؟
چطور شد؟
قلمم چطوره؟
شینن زنده شو!
حاجی واقعا کامنت ندی نمیفهمم بدم ندم یه نظری بده جون من🎀🎀🎀
- ۳.۳k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط