{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاصدک چن صباحی ست که من معتکف پنجره ام .

قاصدک چن صباحی ست که من معتکف پنجره ام .
تا بیایی و بشینی به برم .
قاصدک به من از یار سفر کرده بگو .
قاصدک هان چه شد است
لب خندان تو از آن یار ندیدی
سخنی از دوش به گوش تو نیامد
قاصدک
قاصدک پس آمدنت را چه سبب
قاصدک برگردو برو شعر تنهایی من را تو به گوشش برسان
قاصدک من هنوزم منتظرم تا تو برگردی ...
دیدگاه ها (۳)

تو اناری هستی که درونت سرخ استتو که دلدار منی ، خبرت از من ه...

یک پنجره برای دیدنیک پنجره برای شنیدنیک پنجره که مثل حلقه ی ...

اگر مداد رنگی داشتم فکرم را آبی رنگ میکردم بازُ مستِ باد . ....

،،،،،

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط