{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناجی حس زیبای مرده شور برده ام

ناجی حس زیبای مرده شور برده ام . . . .

نقش اول تمام شعر های غم باد گرفته ام . . . .

خواهشا و با عرض معذرت ،

گم شو ،

ازاین روزهای پاچه گیر سگ مصبم . . . .

ول کن این جگر سوخته را . . . .

پا بکش از چشمهای پینه بسته ام . . . .

استخوان در گلوی من ،

اعتراف می کنم ،

که من خرم . . . .

و با اینکه بارها گریسته ام بر زخمیه دستهای پدرم ،

شعری برایش اما هنوز نگفته ام . . . .

و احمقانه در بدر ،

هنوز بدنبال واژه ای ،

در پی تصویری ناب ،

برای سرودن از توام . . . .

شعری ناب تر بدهکار توام پــدر . . . .

به شرطی که این پتیاره ی مریض قرن ،

این کابوس شیرین آغوش مردانه ام ،

دست بردارد از سر دلم . . . .

این روزهـا به انـدازه ی حماقت تمـام مـردان عـاشـق ،

از عشـق خستــه ام . . . .
دیدگاه ها (۴)

مجوز ندادند . . . .می گویند شعرهایت حرام است . . . .هر کس می...

هوس کرده ام که تو بـاشی ،من باشم ،و هیچکس نباشد . . .آنگاه ،...

پاییز که شد اخراجش کردند ؛رفتگر عاشـق را ،که برگها را ،قدم م...

باورت نمی شود........!!دیشب بارانی بی ابر بر سرم بارید...بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط