جان جانانممی شود عشوه هایت را جمع کنمروی شالیزار بپاشممی شودزیر درختان گیلاسو عطر شکوفه هایش تورا ببوسم؟تو مث پرستو هستی که می آیدآشیانه می سازدپرمیکشد و کوچ میکندای دلیل نوشته هاماز دور دستان دوستت دارم