{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

«فریدون مشیری»
دیدگاه ها (۱)

تو مپندار کز این در به ملامت برومدلم این جاست بده تا به سلام...

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته را جـان شد ...

دل نیست هر آن دل که دلارام ندارد بی روی دلارام ...

نکند بوی تو را باد به هرجا ببردخوش ندارم...دل هر رهگذری را ب...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

#شعر_بخوانیم ؛ 📖 ☕️🌿شادمان گفتی از آن عاشق تنها چه‌خبر✨️خبری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط