به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم

به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم

به دل امید درمان داشتم درمانده تر رفتم
#شعر
دیدگاه ها (۱)

از دل دیوانه ام دیوانه تر دانی که کیست؟من که دایم در علاج ای...

هر سنگ که بر سینه زدم نقش تو بگرفتآن هم صنمی بهر پرستیدن من ...

سنگ هایی که به دیوار فراق تو زدمکعبه می شد من اگر خانه بنا م...

دل آرام را بی تاب می کنی! دل بی تاب را آرام !آخرش نگفتی : تو...

پدرسگ کار نکردب هزار دل و امید رفتم خریدم😪😪😪

هر صبح را با لبخند و یک دنیا حس خوب شروع کنکه خدا در دل های ...

نفرین شیرین. پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط