{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهریور بود

شهریور بود!
اتفاقی پاییز شد!
باران بارید
چترها بسته شد
هوای دو نفره دم کرد
چای سرد شد...
کسی میان خاطره ها
جا ماند...
از اتفاق!
عشق افتاد
پاییز جور دیگری زرد شد...
بی خیال پاییز!
سیگار میکشی؟!...
دیدگاه ها (۲)

بیمعرفت لای انگشتانم را انگشتان تو باید پر میکرد ... !.(نه س...

عشق مثله سیگار میمونه ، اگه خاموش بشه میتونی دوباره روشنش کن...

بعد از رفتن اومن و ته سیگار و پنجره نیمه بازمانده ام که کدام...

نفس هایم بی توبوی خاکستر سیگار پیرمردی را می دهدکه به جوانی ...

🌱🍒باران آرام می‌بارد، مثل دستخطی عاشقانه بر کاغذ کاهی خیال.ب...

24:Amityville Horror Houseخانه‌ی ترسناک امیتویلنگاهی خیره به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط