{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ومن ازطلوعی مینویسم

ومن ازطلوعی مینویسم
که با
گشایش چشمانت آغاز میشود
ونگاهِ تو مجابم میکند
که بی اختیار
واژه ها راکنار بگذارم و
فقط بگویم
"دوستت دارم "
ای
روشنای هرشب وروزهایم

#شنبه_۱۹_خرداد_۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)

منشب را از گیسوان تو کنار می زنمو صبح رادر عمق نیلی چشمانِ ت...

بندِ دل منبه لبخندهای تو بند استبرای دوست داشتنت امالبخندهای...

گفتم التماس دعاترسیدم مبادا صدایم به آن بالا نرسدیا اگر هم ر...

تویِ این شبا تصمیم بگیریم به بد نبودن..آره ،اگه خیلی نمیتونی...

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم، در چشمانت خیره شومو د...

دوستت دارمانقدر زیاد که گاهی وقت هاکه دوریچشمانم بی اختیار ش...

5:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویلنگاهم به گردنبند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط