{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ومن ازطلوعی مینویسم

ومن ازطلوعی مینویسم
که با
گشایش چشمانت آغاز میشود
ونگاهِ تو مجابم میکند
که بی اختیار
واژه ها راکنار بگذارم و
فقط بگویم
"دوستت دارم "
ای
روشنای هرشب وروزهایم

#شنبه_۱۹_خرداد_۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)

منشب را از گیسوان تو کنار می زنمو صبح رادر عمق نیلی چشمانِ ت...

بندِ دل منبه لبخندهای تو بند استبرای دوست داشتنت امالبخندهای...

گفتم التماس دعاترسیدم مبادا صدایم به آن بالا نرسدیا اگر هم ر...

تویِ این شبا تصمیم بگیریم به بد نبودن..آره ،اگه خیلی نمیتونی...

هرجا و هرکجا که هستی مینویسم برای تو ای عزیزکرده .چشمانت مان...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴⁰پشتم نشسته بود و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط