{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یہ روزے میام جلوے بچه ات زانو میزنم مے بوسمش و بهش میگم:

یہ روزے میام جلوے بچه ات زانو میزنم مے بوسمش و بهش میگم:
فرشتہ ے کوچولو
اون دستایے کہ تو با دستای کوچولوت میگیرے یہ روزے تو دستاے من بود
اون صورتے کہ الآن بین دوتا دستات میگیری و مے بوسے یہ روزی جاے لباے من بود
اون کسے کہ تو بهش میگے باباته یــروزے عشق من بود
اون مرد همہ ے زندگیہ من بود
عشـــق مـن بـود.....
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳۰

عاشقانه های شبنم

یروزی از همین روزا که داشتم زندگی عادیم رو میکردم..ینفر وارد...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

‌ ‌ خواننده فرانسوی سکو در کنسرت‌ اخیرش از جمعیت خواست که با...

تانیِ کوچولوی دوست‌داشتنی؛ 🐾🤍امروز اگر کنارمون بودی، ۹ ساله ...

اعتیاد من بهت.

آدمی که منتظره تا یکی وارد زندگیش شه تا بهش بفهمونه که پست‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط