فامیل:آی مجری مادیگه برا خودمون مردی شدیم آقا ماسیبیر درآ
فامیل:آی مجری مادیگه برا خودمون مردی شدیم آقا ماسیبیر درآوردیم بچمون وقته زن گرفتنشه آقا.
مجری:چی شده مگه.کسی بهت چیزی گفته.
فامیل:آقاتمام حرفای دنیا که گفتنی نیست خیلی از حرفاپشت لبهای بستست.آقای مجری مادیگه تحمر این همه تحقیرونداریم.
مجری:نمیخوای بگی چی شده؟
فامیل:آی مجری تا کی میخوای آجیلو شکلاتارو از ما مخفی کنی آی مجری اینا بچن نمیفهمن وری ماکه میفهمیم به من بگو آقای مجری تنهایی باراین رازوبه دوش نکش.یعنی شما به این سیبیر اعتماد نداری؟آقای مجری شاعر همیشه گفته وبازم میگه؛که بااین درداگر دربند درمانی درمانی....آقای مجری من اران چه شکری بودم؟؟؟؟؟
مجری:چی شده مگه.کسی بهت چیزی گفته.
فامیل:آقاتمام حرفای دنیا که گفتنی نیست خیلی از حرفاپشت لبهای بستست.آقای مجری مادیگه تحمر این همه تحقیرونداریم.
مجری:نمیخوای بگی چی شده؟
فامیل:آی مجری تا کی میخوای آجیلو شکلاتارو از ما مخفی کنی آی مجری اینا بچن نمیفهمن وری ماکه میفهمیم به من بگو آقای مجری تنهایی باراین رازوبه دوش نکش.یعنی شما به این سیبیر اعتماد نداری؟آقای مجری شاعر همیشه گفته وبازم میگه؛که بااین درداگر دربند درمانی درمانی....آقای مجری من اران چه شکری بودم؟؟؟؟؟
- ۴۳۳
- ۲۰ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط