آفتاب کوچک من

آفتاب کوچک من
خورشید کمان نگاه توست
بتاب تا سیراب شود
دشت آبی دستان من
آفتاب کوچک من
چشمانت را به ضیافت
شام غریبان مهمان کن
شاپرک ها هم هستند
تا نفس تیر نشسته بر گلویت را
کوچ دهند
شاید فردا ، نفس جوانمردی به نامت خورشید شود

آفتاب کوچک من

#مهدی_اورسجی
#خاص
دیدگاه ها (۱)

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

سناریو: ماه سرخ

در انتهای کوچه تنهاییم ،سکوت،تیری به سمت کودک قلبم نشانه رفت...

بی شک تو صبح روشن شب های تیره ایخورشیدی و به ظلمت این شام چی...

☀️در روزهای رمضان زیر آفتاب، زیر بار چتر تشنگی لحظاتی لب‌های...

آری امشب شام غریبان است که از یک سو بدن های زخم خورده و سر ا...

سنگ فرش کنار خیابان را کنده استروی جدول نشسته استعرق از سر و...

محبوبم؟... سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از...

مریم گمار شاعر کرمانشاهی

لیلا میناخانی شاعر ایرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط