{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوشته یا ننوشته ، غزل نمای توأم

نوشته یا ننوشته ، غزل نمای توأم
بمانی و بروی باز هم برای توأم

کمی کنار بیا با منی که از ته قلب
همیشه رام نگاه پر ادعای توأم

چه در خیال و چه خواب و میان خاطره ها
به هر بهانه به دنبال رد پای توأم

بیا و هق هق من را شبی تماشا کن
که انعکاس غریبانه ی صدای توأم

دلم گرفته و بغضم نمی شود آرام
چقدر عاشق گریه به شانه های توأم

به جز تو با همه دنیا غریبگی کردم
چرا تو منکر آنی که آشنای توأم؟ . . .

بیا و کار دلم را به ناکجا نکشان
که مشتری شده ام باز و در فضای توأم
دیدگاه ها (۴)

.سالهاستمنتظر آمدن روزهای بهترم ولی نمیدانم چرا هنوز هم دیرو...

بہ "دلـم” قول داده ام... کـہ هیچ وقت... “اسیر”هر“بیگانہ اے”ن...

تا کی غزل بگویم و رویا ببینمتاصلا بگو که می شود آیا ببینمتام...

ای خواجه که نان به زیردستان ندهیجان گیری و نان در عوض جان ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط