{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زینب از چشم پر از خون حسینش پرسید:

زینب از چشم پر از خون حسینش پرسید:
"نڪند رفته برادر که چنین خم شده‌اۍ؟!"

| #اے‌ساقی‌لب‌تشنگان
| #پنا‌ه‌دلمــ...


••
دیدگاه ها (۱)

#عاشورا💔💔🖤آه یا مهدی💔▪️اشلونک ابشهر محرم؟تجری عینک دمعة لو د...

#ضیافت_شعر#یاعباسآن روز اما اول ماه غروب کردبعد خورشید ...#ی...

﷽🏴••یکی بود اما تمام قوا بود ...🌅 |#عکسنوشته🖤 |#یا‌عباس⚡️|#پ...

یا حسین غریبِ مادرتویی ارباب دلِ من....#امام_حسین...

خون و عسل

[برادر ناتنی] Part-۹اعصابم خورد شد چطور جرعت می‌کنه دست روم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط