{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»
پارت=34
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٫٫ویو کوک٫٫
دان بی مونده بود چی بگه...
که گفت:
«اهم اهم...
آشپزیش خوبه...»
مینهو:
«همین؟!...»
«انتظار دیگه ایی داشتین؟...»
هااون:
«ما که میدونیم دلت میخواست چی بگی...»
«هااون جونم...
کمترحرف بزن تا بیشتر عمر کنی عشقممم»
هااون«باشه بابا»...
میخواستیم بازی رو ادامه بدیم که...
یه دفعه موچی و بم اومدم پیشمون...
موچی خودشو انداخت تو بغل من و دستمو لیس میزد...
بم هم پیش پری دریایی خودشو انداخت...
«موچیه خیانتکار واقعا که مامانتو ولکردی...
اصلا هم برام مهم نیست
بجاش بم خوشگلم اومد پیشم خیانتکار...»
میرا:
«واضحه دان بی اصلا حسودی نمیکنه...»
همه:
«کاملا مشخصه»
دان بی معلوم بود از دستشون کلافه شده...
واسه همین سرشو انداخت پایین و بابم بازی کرد...
÷«خواهر منو اذیت نکنید...
فقط من اجازه دارم اذیتش کنم...»
وقتی تهیونگ اینو گفت دان بی بلند شد...
وانگشت اشارش رو به سمت همه...
تکون دان و گفت:
«شنیدین...
دیگه اجازه ندارین اذیتم کنید...»
وقتی اینو گفت همه خندیدن حتا خودش...
که یدفعه باچیزی که رورا گفت میشه به ...
صورت خلاصه گفت که جنی شد بله...
رورا:
«بله فهمیدیم خانم...
"پری دریایی"»
«رورا فقط دعاکن زندت بزارم»
اینو کفت و از جاش بلند شد و رفت طبقه بالا...
-«کجا رفت؟»
÷«رفت لباسشو عوض کنه بعد بیاد واسه جنگ...»
باشه ایی زیر لب گفتم و موچی رو ناز کردم
بعد چند دقیقه اومد پایین...
خیلی بهش میومد فرم بدنش...
یه دفعه...
ادامه دارد...🌟
لطفاً حمایت کنید حمایت ها واقعاً کمه🙂
اسلاید ۲لباس های دخترا
از پایین اولی لباس دان بی
بغلش لباس جیسو
بالای دان بی هابیون
بالای هابیون رورا
بغل رورا ملیس
پایین ملیس جیوون
دیدگاه ها (۳)

استوری درخواستی🌃

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»پارت=34ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»پارت=31ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»پارت=29ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط