{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز امشب ای ستاره ی تابان نیامدی

باز امشب ای ستــــــاره ی تابان نیامدی
باز ای سپیده ی شب هجران نیامـــــدی
شمعم شکفته بود که بخندد به روی تـو
افسوس ای شکوفه ی خنـدان نیامــــدی
زندانــــــی تـــــــــو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچــــه ی زندان نیامــــدی
با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایـــان نیامدی
دیدگاه ها (۴)

‍ ‍ ‍عشق الهی توصیف کردنی نیست، اما وقتی که قلب آدمی پالایش ...

در کوی خرابات ، کسی را که نیاز استهشیاری و مستیش همه عین نما...

خیام گر می نخوری طعنه مزن مستان را بنیاد مکن ت...

💕 ظهر قشنگتون آکنده از🌸 شادی‌هـای بـی پــایــان💕 عـمــرتــون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط