گفت دانایی که گرگی خیره سر
🍃 گفت دانایی که : گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر! 🍃
🍃 لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ 🍃
🍃 زور بازو چاره ی این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست 🍃
🍃 ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش 🍃
🍃 وی بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر 🍃
🍃 هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک 🍃
🍃 وانکه از گرگش خورد هر دم شکست
گرچه انسان مینماید، گرگ هست 🍃
🍃 وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند 🍃
🍃 در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر 🍃
🍃 روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر 🍃
🍃 مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند 🍃
🍃 اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند 🍃
🍃 وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند 🍃
🍃 گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟ 🍃
#فریدون_مشیری
هست پنهان در نهاد هر بشر! 🍃
🍃 لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ 🍃
🍃 زور بازو چاره ی این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست 🍃
🍃 ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش 🍃
🍃 وی بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر 🍃
🍃 هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک 🍃
🍃 وانکه از گرگش خورد هر دم شکست
گرچه انسان مینماید، گرگ هست 🍃
🍃 وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند 🍃
🍃 در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر 🍃
🍃 روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر 🍃
🍃 مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند 🍃
🍃 اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند 🍃
🍃 وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند 🍃
🍃 گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟ 🍃
#فریدون_مشیری
- ۱.۴k
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط