{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند

گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند

وین عالم بی‌اصل را چون ذره‌ها برهم زند

عالم همه دریا شود دریا ز هیبت لا شود

آدم نماند و آدمی گر خویش با آدم زند

دودی برآید از فلک نی خلق ماند نی ملک

زان دود ناگه آتشی بر گنبد اعظم زند

بشکافد آن دم آسمان نی کون ماند نی مکان

شوری درافتد در جهان، وین سور بر ماتم زند

گه آب را آتش برد گه آب آتش را خورد

گه موج دریای عدم بر اشهب و ادهم زند

خورشید افتد در کمی از نور جان آدمی

کم پرس از نامحرمان آن جا که محرم کم زند
دیدگاه ها (۱)

یا پیر ..........دم بدم ..دلبر و یار من تویی رونق کار من توی...

سلام. اهالی اهل دل

I hear leaves drinking rain;I hear rich leaves on topGiving ...

من ........................کسی را دارم .که خوش را به حراج یک...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط