شیلان
*شیلان*
هیرسا:
با سوزش معدم از خواب بیدار شدم ورفتم سراغ داروهام یه قرص خوردم ونشستم لبه ای تخت هانی تکونی خورد واز خواب بیدار شد با دیدنم نشست وگفت : خوبی ؟!
- خوبم
هانی : ولی انگار خوب نیستی
- یکم معده درد دارم قرص خوردم خوب میشه پاشو هانی ساعت یازده
هانی : عروس دامادم تا این موقع خواب نبودن
خندیدم وگفتم : روزی داداشم
موهاش بهم ریختم ورفتم حموم زیر دوش چشامو بستم یاد شیلان ودیشب میوفتادم گیج می شدم چرا انقدر عوض شده رفتارش برام اجیب بود ؟؟؟!!
- هانی خوابیدی
آب رو بستم حوله ام رو دور کمرم بستم اومدم بیرون
هانی : تو که هنوز خیسی بابا سرما می خوری
- کی دیدی سرما بخورم
هانی : هیچ وقت
رفتم نشستم رومبل بدجور معده درد داشتم باید یه چیزی می خوردم لباس پوشیدم وسفارش دادم یه چیزی واسه خوردن به سلیقه خودشون بیارن هانی از حموم اومد بیرون خودشو خشک کرد لباس گرم پوشید وکنار بخاری نشست دستشو گذاشت رو بخاری وگفت : تو روحت هیرسا یخ کردیم چه غلطی کردم پیش تو خوابیدم
- بیا بغلت کنم گرم بشی
خندید وگفت : دوست دختراتو اینجوری گرم می کنی ؟!
- اهووووم بیا
هانی : خجالت بکش
خندیدم در زدن با خنده در رو باز کردم از دیدن شیلان جا خوردم
شیلان : مگه اتاق هانیه نیست
- نه بغلیه
شیلان : اجازه هست ؟!
رفتم کنار اومد داخل
هانی : به به خوشگل خانم
شیلان خندیدی وموهاشو بهم ریخت هانی دستشو دور گردنش انداخت وگفت : تو بزرگ نمیشی
شیلان با صدای بلند می خندیدبی توجه وسایلمو جم کردم گذاشتم تو چمدونم
هانی : هیرسا مگه می خوای بری ؟!
- اره چطور ؟
هانی : لوس نشو چند روز بیا خونه
- نمی تونم باور کن خیلی کاردارم
صفحه ای گوشیم روشن شد شیلان خم شد نگاه کرد وگفت : نگین زنگ می زنه
هانی خندید .
گوشی رو برداشت وجواب داد
- هانی بده
هانی رفت روی تخت وگفت : جانم....سلام عزیزم ....منم همینطور ....نه سرما خوردم
- هانی بده
هانی با خنده رفت عقب
- بابا بده هانی
شیلان : نترس دوست دخترتو نمی خوره
شیلان رو نگاه کردم وگفتم : می ترسم بخوره
اخمی کرد پاچه ای شلوار هانی روگرفتم مگه دست برمی داشت
هانی : چشم عزیزم ....فدات بشم
- خفه شو هانی من کی قربون صدقه تی کسی رفتم بده هانی عصبیم کردی
قطع کرد وگفت : بابا پشت خط
گوشی رو دادم بهش چشم غره رفتم
- جونم بابا ....
بابا : کجایی
- هتل
بابا : بچه ها با ماشین میان تو شیلان رو بیار باهم باپرواز بریم بلیط گرفتم
- ولی بابا ....
هیرسا:
با سوزش معدم از خواب بیدار شدم ورفتم سراغ داروهام یه قرص خوردم ونشستم لبه ای تخت هانی تکونی خورد واز خواب بیدار شد با دیدنم نشست وگفت : خوبی ؟!
- خوبم
هانی : ولی انگار خوب نیستی
- یکم معده درد دارم قرص خوردم خوب میشه پاشو هانی ساعت یازده
هانی : عروس دامادم تا این موقع خواب نبودن
خندیدم وگفتم : روزی داداشم
موهاش بهم ریختم ورفتم حموم زیر دوش چشامو بستم یاد شیلان ودیشب میوفتادم گیج می شدم چرا انقدر عوض شده رفتارش برام اجیب بود ؟؟؟!!
- هانی خوابیدی
آب رو بستم حوله ام رو دور کمرم بستم اومدم بیرون
هانی : تو که هنوز خیسی بابا سرما می خوری
- کی دیدی سرما بخورم
هانی : هیچ وقت
رفتم نشستم رومبل بدجور معده درد داشتم باید یه چیزی می خوردم لباس پوشیدم وسفارش دادم یه چیزی واسه خوردن به سلیقه خودشون بیارن هانی از حموم اومد بیرون خودشو خشک کرد لباس گرم پوشید وکنار بخاری نشست دستشو گذاشت رو بخاری وگفت : تو روحت هیرسا یخ کردیم چه غلطی کردم پیش تو خوابیدم
- بیا بغلت کنم گرم بشی
خندید وگفت : دوست دختراتو اینجوری گرم می کنی ؟!
- اهووووم بیا
هانی : خجالت بکش
خندیدم در زدن با خنده در رو باز کردم از دیدن شیلان جا خوردم
شیلان : مگه اتاق هانیه نیست
- نه بغلیه
شیلان : اجازه هست ؟!
رفتم کنار اومد داخل
هانی : به به خوشگل خانم
شیلان خندیدی وموهاشو بهم ریخت هانی دستشو دور گردنش انداخت وگفت : تو بزرگ نمیشی
شیلان با صدای بلند می خندیدبی توجه وسایلمو جم کردم گذاشتم تو چمدونم
هانی : هیرسا مگه می خوای بری ؟!
- اره چطور ؟
هانی : لوس نشو چند روز بیا خونه
- نمی تونم باور کن خیلی کاردارم
صفحه ای گوشیم روشن شد شیلان خم شد نگاه کرد وگفت : نگین زنگ می زنه
هانی خندید .
گوشی رو برداشت وجواب داد
- هانی بده
هانی رفت روی تخت وگفت : جانم....سلام عزیزم ....منم همینطور ....نه سرما خوردم
- هانی بده
هانی با خنده رفت عقب
- بابا بده هانی
شیلان : نترس دوست دخترتو نمی خوره
شیلان رو نگاه کردم وگفتم : می ترسم بخوره
اخمی کرد پاچه ای شلوار هانی روگرفتم مگه دست برمی داشت
هانی : چشم عزیزم ....فدات بشم
- خفه شو هانی من کی قربون صدقه تی کسی رفتم بده هانی عصبیم کردی
قطع کرد وگفت : بابا پشت خط
گوشی رو دادم بهش چشم غره رفتم
- جونم بابا ....
بابا : کجایی
- هتل
بابا : بچه ها با ماشین میان تو شیلان رو بیار باهم باپرواز بریم بلیط گرفتم
- ولی بابا ....
- ۲۳.۴k
- ۰۹ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط