{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه داستان غریبیست داستان زندگی!

چه داستان غریبیست داستان زندگی!
دستی را که داس برداشت همان دستی بود که گندم کاشته بود...
دیدگاه ها (۱)

آمییییین....

من اگر عاشقانه مینویسم..نه عاشقم..نه شکست خورده ام...فقط مین...

چه تلخ است که....دیروزش را با من و رنجهایم گذراند...و امروزه...

درد داره....ساعتها بشینی و به حرفی که هیچ وقت قرار نیست بگی ...

قاب عکست را برداشت، دستی بر روی عکست کشید و گفت: "تو الان با...

داستان زندگی مسی

داستان زندگی بنده😀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط