{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و من همیشه سکوت کرده ام،

و من همیشه سکوت کرده ام،
جایی که باید فریاد می شد تک تک سلول هایم؛
زبانم را گاز گرفته ام
و طعم ترش خون گلوی بی کسی هایم را سوزانده است.
من متهم ردیف اول قتل خویشم
و محکومم به حماقت های بیشمار،
من باز هم سکوت می کنم،
حتی پای میز محاکمه،
صدای چکش قاضی در گوش های عدالت،
چشمهایم را می بندم،
باز هم تبرئه شدم!
نه این عدالت نیست!
دیدگاه ها (۱)

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت سوممیدونم هیچکس جز ساداکو نمی...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

زن خیانتکار نقشه قتل شوهرش را کشیدتا به همکلاسی اش برسدساعت...

درخت توت

«مرگ بی جسد» «از کولی تا راوی» – روایتی از ...

من دلم همین حالا عشق میخواهد...اینکه یک نفر یک روزی می آید، ...

من دلم همین حالا عشق میخواهد...اینکه یک نفر یک روزی می آید، ...

☆سهیل به نقل از روزنامه شرق: انکار مرد متهم به قتل و پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط