{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهايي … ديوار … قهوه هاي سر رفته از حوصله ام

تنهايي … ديوار … قهوه هاي سر رفته از حوصله ام

اتاقي که چهار تاق باز ، روي من خوابيده

چشم هايي که از ساعت ، کار افتاده ترند

و شانه هاي تو ، که زير بار ِ باران نمي روند

بايد گريه ام را روي بي کسي هايم تنظيم کنم

و اين يعني تنهايي
دیدگاه ها (۱)

برای خود مـــ ـــــ ــــردی شده امبــ ـــ ــی صدا گریه می کن...

"دوستـت دارم"...مثل دخترک نابیــنایی که هنوزبرای ماهی قرمز م...

چراغ ⇜ خاموشاتاق ⇜ تاریکهوا ⇜ سردپتو ⇜ رومگوشی ⇜ شارژنت ⇜ سا...

چه نامردانه رازهایم رافاش کردند، آنان که میگفتند :بگوتاآرام ...

تکپارتی نیکی درخواستی ازدواج اجباری ـــــــــــ ویو ا/ت ــــ...

Help me

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:¹⁷خانواده پارک و کیم برگشتن خونه طبق معمول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط