بعضــے از غــــم هـــ ا حل شدنـــے نيستند ،
بعضــے از غــــم هـــ ا حل شدنـــے نيستند ،
ته نشين ميشوند ته ته قلبتــــــ ...
گاهے با کوچکترين تلنگرے شـــــناور مے شــــوند
و روزهاے آفتابيتــــ را ابرے ميکنند ...
اين نوع از غم هـــ ا از بين نميروند
و دوباره رسوبـــــ ميکنند ته قلبتـــــــ ...
غير قابلِ هضــــم شدن هستند ;
مرا هیچ چیز عذاب نمی دهد
جز اینکه همیشه دانسته خطا کردم
ندانسته آلوده شدم، نشناخته وابسته شدم
و نخواسته رانده شدم
ته نشين ميشوند ته ته قلبتــــــ ...
گاهے با کوچکترين تلنگرے شـــــناور مے شــــوند
و روزهاے آفتابيتــــ را ابرے ميکنند ...
اين نوع از غم هـــ ا از بين نميروند
و دوباره رسوبـــــ ميکنند ته قلبتـــــــ ...
غير قابلِ هضــــم شدن هستند ;
مرا هیچ چیز عذاب نمی دهد
جز اینکه همیشه دانسته خطا کردم
ندانسته آلوده شدم، نشناخته وابسته شدم
و نخواسته رانده شدم
- ۴۶۲
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط