{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا افتاد در دستم انار تو

نمی دانم چرا افتاد در دستم انار تو
چگونه دانه هایم ریخت پای شاخسار تو
مجابم کن... بدانم! کی شدم آن دشت بی تابی
که می تازند در من اسب های بی سوار تو؟
به نارنج و به باد مشرقی حساسیت دارم
به هر عطری که دل را می کشد سوی دیار تو
چه می کردی اگر یک روز دنیا مال ما می شد؟!
تمام جاده ها این سو و من آن سو کنار تو
بیا روراست باش و گفتنی ها را بگو با من
که دلگیرم هنوز از جمله های درد دار تو
به پر حرفی نیازی نیست ، می دانم که می دانی
زمستان مانده در تقویم روحم تا بهار تو
دیدگاه ها (۳)

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

نمی دانم چرا افتاد در دستم انار توچگونه دانه‌هایم ریخت پای ش...

*نمیدانم چرا افتاده دردستم انارتو چگونه دانه هایم ریخت پای ...

شمعی که نمی سوزد، پروانه نمی خواهداشکی که نمی ریزد، سرشانه ن...

شمعی که نمی سوزد، پروانه نمی خواهداشکی که نمی ریزد، سرشانه ن...

نشسته اشک هایم دانه دانه روی دامانمکه در تقویم، یک زن، یک زن...

بهانه ات را می گیرم :( گاهی دلم بی بهانه برایت می گیرد ، نم...

جان پَر و بال میزند، در طَرَبِ هوای تو ❤️...

سرم را به یاد مهربانیهایت به شانه ی غم می گذارم و با زبان بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط