{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاهش را دوست داشتم،

نگاهش را دوست داشتم،
درست است پرتِ دیگری بود،
اما من پرتِ او بودم...
دیدگاه ها (۱)

پایــــیز؛پنجره‌ایست که از اتــاق من به هوای "تــــو" بـــاز...

دیروز ...قصد داشتم‏‎دستِ اتفاق را بگیرم تا نیفتد..!‏‎اما ......

یتیم‌ها...به نام مادرشان حساس‌ترند و پنجره‌ها به نام تو تا ص...

ماه ، شایدفرزند نداشته ی ماست !زیبایی اش به تو رفتهتنهایی اش...

شــاید خـــوشبختی این باشد که با خودت نگوییکـاش جای دیـــگری...

maryam :‏وَ...مي داني؛من تورا جور دیگری دوست داشتمخلاصه برای...

کاری که دوست داشتم انجام بدم اگر اونجا بودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط