{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا الان تو زندگیم بر حسب اتفاقاتی که برام افتاده، که برای

تا الان تو زندگیم بر حسب اتفاقاتی که برام افتاده، که برای همه اتفاق میوفته، شیفت های زیادی داشتم؛ از شغل؛از نحوه ی زندگی؛ از مدل فکر کردن؛ از ادمایی که باشون رفت و امد میکنم؛
و همیشه ناخودآگاه این اتفاقا افتادن و منو بردن چپتر بعدی زندگیم!
ولی الان.... آخ که الان با تمام وجودم‌ میدونم که زمان اون شیفتس!! الان زمانی که مسیر زندگیم باید تغییر کنه! ولی چقدر باید منتظر بمونم مگه!؟ اونجا بود که فهمیدم..
اما میدونی چیش برام سخته!؟
اینکه ایندفعه خودم باید انجامش بدم!
قرار نیست همه چیز مثه دومینو بریزه و من‌مهره آخر باشم که هول داده میشه به یه سمت جدید..
قرار اون هول و فوت اولیه باشم که بقیه مهره های دومینو رو تکون میده! و ترسیدم! چون نمیدونم باید چی کار کنم :)
اما میدونم باید این اتفاق بیوفته !. همین.
𝐄𝐧𝐝
دیدگاه ها (۲۰)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eight باید یه کاری میکردم ، یا م...

My lovely neighbor part : 60

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

free from the court (p10)

پارت ۴۷

TEN YEARS OLD LOVE ⁵

My lovely neighbor part : 56

پارت پنجنامجون جوابی نداد و از ماشین پیاده شد یوری: نامجون ب...

wes2Part 1*روز بعد*نیکدیشب که رسیدیم خونه مایا خواب بودبراید...

Multi-Part: 7When you were pregnant, you went to the gym wit...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط