{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعری از کارل سندبرگ

شعری از کارل سندبرگ
برگردان فرشته وزیری نسب

دریا هیچ وقت قرار ندارد
بی قرار به ساحل می کوبد
چون قلبی جوان،
شکارچی.

دریا حرف می زند
و فقط قلب های توفانی
زبانش را می فهمند
چهره مادری تندخوست
به هنگام حرف زدن.

دریا جوان است
توفان پیری اش را پاک می کند
و سنش را کم
صدایش را می شنوم
که بی پروا می خندد.

کسانی که بر دریا می رانند
عاشق آنند
و می دانند که
که زیر نمک های آن می میرند.

دریا می گوید:
بگذار فقط جوان ها بیایند
صورت مرا ببوسند
و به صدای من گوش کنند
من آخرین کلمه ام
و به آنها خواهم گفت
که ستاره ها و توفان ها از کجا می آیند.
دیدگاه ها (۱)

A millionbillionwillion miles from homeWaiting for the bell ...

وقتی ادبیات کسب وکار میشود .دنیای قشنگ نوی سرمایه‌داریِ امرو...

آری، خورشیدی است انسانوقتی که دوست می داردهمه چیزرا می بیند،...

آنکه با تمامی وجود عمل می کندخطا نمی کندبه سفسطه نیازی ندارد...

♦️‌تویی که فکر می‌کنی ایران هیچ پیشرفتی نکرده، ایرانِ ما دوم...

دلیل افت بیشتر دانش اموزااستفادع از مربیان بی کیفیت هست

♦️‌پایان اعتراضات ضد نتانیاهو با نماز در میدان تایمز نیویورک...

روحت شاد سید مقاومت ♦️‌تصاویری از محل شهادت شهید مقاومت سید ...

♦️‌محاصره هوایی ایران بی‌جواب میمونه؟🔹‌تحریم ایرلاین های ایر...

🔻سخنگوی نیروهای مسلح یمن: با ضربات موشکی و پهپادی به تجاوزات...

🎥 رضا پهلوی زیر آتش انتقاد اپوزیسیون🔹ژاله وفا، فعال سیاسی اپ...

🎥‌ این شما و این تصاویری از جنایت‌های اخلاقی ترین ارتش دنیا....

🍞☕️ هر #صبح...پشت پنجره ےخیالمنور از نڪَاه تو می‌تابد،در آسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط