بعضی از آدمها مثل یه آپارتمانن
بعضی از آدمها مثل یه آپارتمانن
مُبله، شیک، راحت
اما دوروز که توش می شینی دلت تا سرحد مرگ میگیره!
بعضی ها مثل یه قلعه؛
خودت رو می کُشی تابری توش بعد می بینی
اون توو هیچی نیست جُز چندتا سنگ کهنه و رنگ و رو رفته!
اما..بعضی ها مثل دیوارِ قدیمیِ یه باغ..
میری توو و مُدام قدم میزنی، نگاه می کنی،
عطرهارو بو می کشی، رنگ هارو تماشا می کنی،
میری و میری...
آخری درکار نیست.
به دیوار که رسیدی، بن بستی نیست.
میتونی دور باغ بگردی و..
چه آرامشی داره همنفس بودن باکسی که عمق سینه ش،
سرشارِ از عطر گلهای سُرخه و بهارِ نارنج...
مُبله، شیک، راحت
اما دوروز که توش می شینی دلت تا سرحد مرگ میگیره!
بعضی ها مثل یه قلعه؛
خودت رو می کُشی تابری توش بعد می بینی
اون توو هیچی نیست جُز چندتا سنگ کهنه و رنگ و رو رفته!
اما..بعضی ها مثل دیوارِ قدیمیِ یه باغ..
میری توو و مُدام قدم میزنی، نگاه می کنی،
عطرهارو بو می کشی، رنگ هارو تماشا می کنی،
میری و میری...
آخری درکار نیست.
به دیوار که رسیدی، بن بستی نیست.
میتونی دور باغ بگردی و..
چه آرامشی داره همنفس بودن باکسی که عمق سینه ش،
سرشارِ از عطر گلهای سُرخه و بهارِ نارنج...
- ۹۲۲
- ۰۳ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط