{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"در حضور خارها هم میشود یک یاس بود . . . در هیاهوی مترسکه

"در حضور خارها هم میشود یک یاس بود . . . در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود . . . می شود حتی برای دیدن پروانه ها . . . شیشه های مات یک متروکه را الماس بود . . . دست در دست پرنده . . . بال در بال نسیم . . ساقه های هرز این اندیشه ها را داس بود . . . کاش می شد حرفی از " ای کاش " ها هرگز نبود . . . هر چه بود احساس بودایمان بود ..."
دیدگاه ها (۷)

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صبح قصر آرام‌تر از همیشه بود....

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۸

The Boy Who Stole Me From DeathPart 3 رزا چند لحظه فقط به نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط