همون دنیایی که سنگینی یه روسری رو روی سر دختران ایران نتو

همون دنیایی که سنگینی یه روسری رو روی سر دختران ایران نتونست تحمل کنه سنگینی بلوک های بتنی فروریخته از آوار وحشیگری صهیونیست ها دید و ایستاده کف زد !!!

#غزه_مظلوم #فلسطین

✍زهراالسادات موسوی
دیدگاه ها (۱)

پارت ۶۰

dark life = 45کل روز، ات توی کتابخانه گذروند. سعی کرد خودش ر...

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

بارانِ شدیدی به شیشه‌ی ماشین می‌کوبید و دیدِ جاده رو تار کرد...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۳: صد...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

سناریو قفل آبی

رمان اسیر خان پارت اول ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط