دوباره شب
دوباره شب
و تب تند خواستنت
روحم آنقدر هوایی توست
که در کالبد جسم نمی گنجند
به پرواز در می آید
هنگامه ای که خورشید جمع می کند حریر نارنجی اش را
و به استقبال شب می رود
من گم می شوم
در عطر پیراهنت
که باد همراه خود آورده ست
با چشمانی مست
و خمار پلک می بندم
و دمی عمیق می گیرم از عطر تو
و به رویای با تو بودن می اندیشم ....
#عاشقانہ
#حس_خوب
#آموزنده
#انڪَیزشی
#𝒔𝒂𝒏𝒂𝒛_𝒌𝒉𝒂𝒏𝒐𝒎𝒎
و تب تند خواستنت
روحم آنقدر هوایی توست
که در کالبد جسم نمی گنجند
به پرواز در می آید
هنگامه ای که خورشید جمع می کند حریر نارنجی اش را
و به استقبال شب می رود
من گم می شوم
در عطر پیراهنت
که باد همراه خود آورده ست
با چشمانی مست
و خمار پلک می بندم
و دمی عمیق می گیرم از عطر تو
و به رویای با تو بودن می اندیشم ....
#عاشقانہ
#حس_خوب
#آموزنده
#انڪَیزشی
#𝒔𝒂𝒏𝒂𝒛_𝒌𝒉𝒂𝒏𝒐𝒎𝒎
- ۱۹۲
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط