ببار ای بارون ببار

ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن خون ببار
در شبای تیره چون زلفِ یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
ببار ای ابر بهار
با دلُم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون

#محمدعلی_معلم‌دامغانی
دیدگاه ها (۱)

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

#pain#P¹¹⁰#Season²لباساش شامل یک پیراهن سفید بود که دو تا دک...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fifteenترسیدم ... تنها چیزی که م...

قسمت ۸(بخش دو)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت...

مافیای من

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیک‌تاک...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط