{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه من!

ماه من!
غصه چرا؟؟!
آسمان رابنگر که هنوز،
بعد صدها شب و روز،
مثل آن روز نخست،
گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد...

یا زمینی را که،
دلش از سردی شب های خزان،
نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید...

و در آغاز بهار
دشتی از یاس سپید،
زیر پاهامان ریخت...
تا بگوید که هنوز،
پر امنیت احساس خداست:)
ماه من!
غصه چرا؟؟؟!
تو مرا داری و من هر شب و روز،
آرزویم همه خوشبختی توست...

ماه من!
دل به غم دادن و از یئس سخن ها گفتن،
کار آنهایی نیست که خدا را دارند.
ماه من!
غم و اندوه اگر هم روزی،
مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات
از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست...
با نگاهت به خدا،چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود:
که خدا هست،
خدا_هست_هنوز
دیدگاه ها (۳)

لحظه ی لمس تنم با بدنت شیرین استزندگی پشت گل پیرهنت شیرین اس...

ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻢ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺣﻮﺍﻟﯽِ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻣﻦﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ...

سلام صبح جمعه پاییزتون بخیروشادی

تـو را میخـواهم...نـه آنگـونه کـه دوستــ دارمو نـه آنگـونه ک...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🌹الهی پیوند می زنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط