روزگاریست که از داغ غمت می بارم

روزگاریست که از داغ غمت می بارم
از همه خاطره ها ، فاصله ها بیزارم

بال خوشبختی من چیده شد از روز فراق
گله از بخت سیاه و همه عالم دارم

جانماز و غم و اشک و طلب وصل نگار
از همان روز که دیدم رخ او، شد کارم

همه را درس دهم عاشق رویی نشوند
بهر درمان همه نسخه و مرهم دارم

آن پزشکم که ز درمان خودش وامانده
در نبود تو چنین زرد و چنین بیمارم

تو که هی می شکنی این دل بی طاقت من
در عجب مانده ام از خواستن و اصرارم

دل نبستم به کسی غیر تو و پای توام
حرف سرد رُقَبا شد سبب آزارم

روی دستم دل من مانده ببین آخر کار
نانم آجر شد و پاشیده ز هم بازارم
دیدگاه ها (۱)

همیشه خوشحال بودن کار راحتی نیست همیشه اونی که خوشحال تره ، ...

{••متنفر بودن یه حسه!تو حتی لایق تنفر منم نیستی:)

کجای زنگیت بودم که دنیامو نفهمیدی؟کنارت گریه میکردم تو به اش...

[••دوست داشتن یعنی هرجوری که هست قبولش داشتع باشی:):waning_g...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط